بابالنگ دراز عزیزم
آدم به همه چی خو میکنه.
به نبودن ها، به سخت بودن ها، به دلتنگ بودن ها…
و این میشه قانون زندگیش، قبول میکنه زندگیش همین رنگه
گاهی حسرت رنگهای دیگه را هم میخوره ولی انگار به این حسرت ها هم خو می کنه…
ولی بابا من این روزا خیلی امیدوارم که همه چی عوض میشه
گفتم رنگ! یادم افتاد من این روزا رنگ های گرم بیشتر دوست دارم زرد و نارنجی و قرمز برعکس همیشه که آبی و بنفش و صورتی دوست داشتم.
بابا من خیلی عوض شدم این روزا،خیلی تغییر کردم و خوشحالم که موفق به تغییر شدم، برخلاف خیلی چیزا که دست من نیست و نمیتونم اثری روش داشته باشم ولی به این ها هم عادت کردم قبول میکنم که حالا وقت تغییرش نیست و اینجوری زندگی شیرین تره وقتی تسلیم باشی و انرژی واسه یه جنگ بیهوده صرف نکنی.
این تلویزیون نمیتونه یه چی بذاره یه کم مردم بخندن همش شرح بدبختیه…
دلتنگ شما-ژودی
بابا ژودی یعنی 5شنبه!


خب به سلامتی! تغییراتتون مبارک… راستی دقت کردین شیرینیها هم بیشتر تو مایههای زرد و نارنجی و قرمز هستن تا آبی و بنفش و صورتی؟!!! P:
من که مثه شما به شیرینی ها دقت نمیکنم، ولی شما دقت کردین همه چی را به شیرینی ربط میدین!
خواهش میکنم قابلی نداشت! حالا که دقت کردین دیدین چقدر رنگشو دوست دارین… P: