بی تو
سرگردان تر
از پژواکم
-در کوه
گردبادم در دشت!
برگ پاییزم در پنجه باد.
بی تو
سرگردان تر
از نسیم سحرم…
از نسیم سحر سرگردان،
بی سر و بی سامان….
حمید مصدق
————————————-
گاهی
فکر می کنم
از همه بدم میاد
از همه به جز
معدودی انگشت شمار!
دسامبر 4, 2011 بدست ژینا
بی تو
سرگردان تر
از پژواکم
-در کوه
گردبادم در دشت!
برگ پاییزم در پنجه باد.
بی تو
سرگردان تر
از نسیم سحرم…
از نسیم سحر سرگردان،
بی سر و بی سامان….
حمید مصدق
————————————-
گاهی
فکر می کنم
از همه بدم میاد
از همه به جز
معدودی انگشت شمار!
آقا اگه من از ده به بعدم انگشت پیوند بزن لطفا
من طاقتشو ندارم :دی
من شما را خیلی هم دوست دارم :-* نیازی به پیوند نیست:D
خب من که جرآت نمیکنم بپرسم تو اون انگشت شمردنیا هستم یا نه! ولی این برفه که تو صفحه اصلی هست یکمی رو اعصابه (البته تو این قسمت خود پست که میام دیگه رو اعصاب نیست نمیدونم چرا تو صفحه اصلی هی یه اسکرول بار میندازه اون پایین و برمیداره!)
تنظیمات درست شد، مرسی که گفتین! شما و جرات نداشتن؟! نترسین حالا زیاد اون روز عصبانی بودم یه چی گفتم
ممنون خوب شد دیگه صفحه آروم گرفت!
آهان خب پس معلوم شد اون روز من تو کدوم دسته بودم. دستتون درد نکنه! این جور وقتها آدم حرف دلشو میزنه اصلا… ای بابا ای بابا مگه چه هیزم تری فروختم بهتون من؟!! P:
خیالتون راحت شما اون لحظه خاص در هیچ گروهی نبودین!:P